راهکار های غلبه بر خجالتی5
- بیشتر از واژه شما استفاده كنید تا واژه من. البته منظور این نیست كه هرگز واژه من را به كار نبرید، ولی زمانی كه تعداد من به كاربرده شده بر تعداد شما فزونی میگیرد، نوعی كاهش علاقه در طرف مقابل ایجاد میشود.
- هنگام گفتگو، زمانی كه در گروه قرار دارید، به تكتك افراد نگاه كنید و حالتی شاداب به چهره خود بدهید. اگر دلشكسته و یا ناراحت هستید، سعی كنید این احساسات خود را بستهبندی كنید و برای زمانی دیگر بگذارید؛ چراكه بروز این احساسات در واقع هیچ كمكی به شما نمیكند.
- سعی كنید طوری عمل كنید كه همصحبت شما احساس كند با او همساز و همموج هستید؛ چراكه ما به طور طبیعی نسبت به كسانی كه با ما موافقت میكنند، احساس گرمی و صمیمیت میكنیم.
- از واژههای ما، مال ما، خودمان و به ما به منظور برقراری نوعی نزدیكی و پیوند، نوعی احساس سرنشین یك قایق بودن استفاده كنید.
- حتما دلیلی وجود دارد كه گفتهاند كم گوی و گزیده گوی. تصور نكنید باید با گفتن موضوعاتی هیجانانگیز و جسارتآمیز در گفتگو شركت كنید یا حتی سخنانی ادیبانه یا روشنفكرانه بگویید. گفتگو درباره موضوعات جاری روزانه همیشه مناسب و قابل قبول است.
كنترل زبان
اصولا كنترل بعضی حالات زبان بدنی دشوار است ازجمله خجالت كشیدن و سرخ شدن، انقباض عضلات صورت، ادا و اصول و شكلكهای ناخواسته و پلك زدن سریع. تنها راه درمان این گونه واكنشهای غیرارادی، تقویت اعتماد به نفس و سطح آرامش خودتان است. زمانی كه خود را به عنوان گفتگوكنندهای توانا و كاردان نگاه كنید، این واكنشها محو میشود. شكلهای دیگر زبان بدنی كه لازم است هنگام گفتگو كنترل شود عبارتند از:
- نگاه كردن مداوم به ساعت خودتان
- ور رفتن با مداد، قلم و دیگر اشیاء
- بیقراری
- بازی با حلقه و انگشتر
- خندیدن مضطربانه یا خیلی بلند
- خاراندن سر و چانه
- پیچاندن سبیل
بیشتر این رفتارها از سوی كسانی انجام میشود كه هرگز متوجه كارهای خود نیستند و احساسی ناشی از اضطراب و ناامنی دارند. حركات بدنی در صورتی كه به گونهای افراطی انجام شوند و معتدل باشند، ایرادی ندارد. ممكن است از خودتان بپرسید چه حركت بدنی را میتوانیم انجام دهیم؟ پاسخ این است كه بهترنی حركت بدنی لبخندی خوب و حركت گاه به گاه و بامعنای سر است. این حركت گاه به گاه سر به طرف مقابل میفهماند كه شما به حرفهای او توجه و دقت كامل دارید. ولی در خصوص خنده میتوان گفت خنده مهمترین زبان بدنی است كه به طرف مقابل میفهماند شما مهربان، خوشخو، راحت و پذیرای طرف مقابل هستید. كشش طبیعی نوع بشر این است كه احساس ابراز شده از سوی طرف مقابل خود را منعكس كند. بنابراین اگر شما لبخند بزنید، به احتمال قریب به یقین طرف مقابلتان هم به شما لبخند خواهد زد.
چگونه و چه وقت لطیفه بگوییم
چه چیزی بامزه و خندهدار است؟ پاسخ ساده به این پرسش این است: چه كسی میداند؟ لطیفهای كه یك نفر را از خنده رودهبر میكند، ممكن است با نگاه متحیر دیگری روبهرو شود. به طور كلی، در هر جمع كاری یا اجتماعی كه بیش از 2 نفر در گروه همصحبت شما هستند، دور لطیفهها را خط بكشید. اگر تنها 2 نفر حضور دارند كه شامل بهترین دوستتان است، ادامه دهید و لطیفه بگویید. به طور قطع، تعداد اندكی از مردم از نظر موقعشناسی، تشخیص، مناسبت، اختصار كلام و ارائه لطیفه كامل و بیعیب و نقص هستند. برای لطیفه گفتن زمان مشخصی وجود دارد (در نیمه وقت بازی، بعد از شام با خانواده، موقع پیادهروی با دوستان).
در حقیقت لطیفه هرگز جزو گفتگو محسوب نمیشود و اگرچه لطیفهای بموقع ممكن است بحث و گفتگویی به راه اندازد، ولی خجالت و شرمساری ناشی از لطیفهای بیمزه، مساله مهمتری است. شما هم در صورتی در گفتن لطیفه موفق خواهید بود كه:
- لطیفهتان را با توجه به موضوع گفته شده میزان كنید و اگر ربطی به موضوع مورد گفتگویتان نداشت، آن را نگویید.
- از گفتن لطیفههای ناجور خودداری كنید. صرفنظر از اینكه شنوندگان شما بسیار بخندند، چرا كه شما به عنوان شخصی نه چندان موقر در ذهن شنوندگان باقی خواهید ماند.
- از گفتن لطیفههای نژادی، مذهبی و جنسی خودداری كنید. این كار در اصل ارزش ندارد.
- هرگز راجع به یكی از اعضای گروه، در خصوص نام، عادتها، محل تولد، شغل، ظاهر یا گذشته شخص لطیفهای نگویید چرا كه هیچ كس دوست ندارد به این نحو انگشتنما شود.
در حقیقت جهان به خنده نیاز دارد و خوشخلقی در همه جا موجب موفقیت میشود. بنابراین مسائلی كه در بالا در مورد لطیفه گفته شد، به معنای خفه كردن روحیه شاد یا طرفداری از یك گفتگوی خشك و جدی نیست، بلكه منظور این است كه به خاطر داشته باشید گفتگو ارتباطی دوطرفه است كه بعضی افراد این موضوع را فراموش میكنند. پس گاهی بهتر است لطیفههایمان را برای اعضای خانواده و دوستان نزدیك خود نگهداریم.
گفتگو در مكانهای عمومی
زمانهایی میرسد كه شما مجبورید در جاهای مختلفی و در فاصله بین خانه و محل كار خود چند كلمهای با افراد مختلف صحبت كنید. محلهایی مثل سوپرماركت، كتابفروشی، خشكشویی، اتاق انتظار پزشك، پارك و دهها محل دیگر. افرادی كه در مكانهای عمومی با آنها برخورد میكنید، دو دستهاند: كسانی كه آنها را میشناسید و افرادی كه برایتان ناشناس هستند. گفتگو با آشنایان به مراتب راحتتر است و میتوانید حرفهای شخصی زیادتری بزنید اما با غریبهها باید مودبانهتر و رسمیتر برخورد كنید. در مكانهای عمومی، در موقعیتهای مناسب بهتر است:
- با لبخند و تكان دادن سر با دیگران خوش و بش كنید. سلام طرف مقابل را در همان سطحی كه ابراز شده، پاسخ دهید.
- به حریم شخصی دیگران احترام بگذارید. زمانی كه كسی لباس غیرعادی پوشیده است یا چیز غیرعادی را مطالعه میكند، از او نخواهید دلیل آن را برای شما توضیح دهد.
- در مورد افراد غریبه اجباری ندارید كه سخن خود را با گفتن نام خود و دست دادن شروع كنید.
- چنانچه طرف مقابل به تمایل شما در صحبت كردن پاسخ نمیدهد، هرگز به گفتگو كردن اصرار نكنید.
- از طرح پرسشهای بسیار شخصی و خصوصی مانند «آیا شما ازدواج كردهاید؟» و یا «چند سالتان است؟» بپرهیزید.
اصولا موضوعات مطلوب در مكانهای عمومی میتواند شامل مواردی چون عقاید، مشاهدات شما، موضوعات مهم مطرح شده در روزنامهها، آب و هوا و محلهای موردنیاز باشد و از پرداختن به موضوعاتی چون بیماریها، ناراحتیها، موضوعات جدالبرانگیز، پرسشهای شخصی (حقوق و دستمزد افراد) و لطیفههای نامناسب بپرهیزید.
گفتگو در محیط كار
گفتگوهای محیط كاری ممكن است روحیه، كارآیی و كار گروهی را تقویت كند، یا هر سه آنها را تحلیل ببرد. حرفهایی كه در محیط كار زده میشود، به اجبار باید كوتاه و سطحی باشد، زیرا در محیطهای كاری هیچكس را برای صحبت كردن استخدام نمیكنند. در محیط كار شما میتوانید موضوعات مورد نظر را در صورتی كه نمیخواهید مستقیم مطرح شوند، به صورت غیرمستقیم ارائه كنید. اجازه تبادل نظر به كاركنان یا كارگران و تشویق آنان به این كار، گاهی موجب خلق ایدههای جدید و بهتر میشود. همچنین گفتگوهای مختصر در راهرو، قبل از جلسات و بعد از پایان ساعت كاری روش خوبی برای تبادل نظرات است.
مواردی كه باید در گفتگوهای محیط كار در نظر گرفت عبارتند از:
- گفتگوها را تا جایی كه میتوانید مختصر، مفید و سطحی انجام دهید مگر این كه محتوای كاری داشته باشد.
- در صورت امكان یك واژه قدردانی به هر گفتگوی خود اضافه كنید چرا كه فرهنگ تعریف و تمجید متقابل در محیط كار در افزایش بهرهوری، وفاداری شركتی و نیروی سازنده اعجاز میكند.
- توجه ویژه به تازه واردان داشته باشید. آنها بیش از بقیه به نوعی احساس پذیرش و تعلق داشتن نیاز دارند.
- موضوعات شخصی و خصوصی خود را مطرح نكنید، مگر آن كه به طور واقعی به مساله كاری مورد گفتگو مربوط باشد.
- از گفتگو درباره موضوعات كاری حساس یا جدالآمیز خودداری كنید.
- از واژهها و عبارات منفی استفاده نكنید. مخالفت همیشگی با هر عقیده جدید كاری سازنده نیست.
گفتگو با خانواده و دوستان
به نظر میرسد بیشتر مردم نحوه گفتگو با خانواده و دوستان را میدانند، ولی در حقیقت روابطی خودمانی گاه موجب بعضی گفتگوهای نه چندان خوب بین خانواده و دوستان میشود چرا كه مودب بودن با عزیزترین و نزدیكترین افراد دشوارتر است، زیرا آنها را متعلق به خود فرض میكنیم. در گفتگو با خانواده و دوستان نزدیك باید همواره نكاتی را در نظر گرفت از جمله:
- خود را وادار كنید با خانواده و دوستان هم مثل مدیرعامل شركت یا یك مشتری ارزشمند رفتار كنید، زیرا گاهی رفتار ما با همه كسانی كه در طول روز ملاقاتشان میكنیم، بهتر و مودبانهتر از رفتاری است كه بعد از رسیدن به خانه در شب با خانواده خود میكنیم.
- به خلوت طرف مقابل احترام بگذارید. صرف این كه شما یكدیگر را میشناسید، به معنای این نیست كه اجازه دارید به همه افكار یكدیگر وارد شوید.
- احساسات خود را در میان بگذارید، ولی نه همه احساساتتان را و نه همیشه.
- به دقت به حرفهای طرف مقابل خود گوش دهید چرا كه گوش دادن مهمترین و موثرترین روش برای برقراری رابطه دوستانه و حفظ این رابطه است.
- برای ایجاد گفتگو و ابراز تایید و تمجید خود به طرف مقابل، منتظر رویدادهای بزرگ نباشید. در میان گذاشتن رویدادهای روزانه موجب پیوند میان افراد میشود.
- مودب و با نزاكت باشید. بسیاری از مردم تصور میكنند زمانی كه در میان خانواده و دوستان هستند میتوانند بسیار آزادانه و بیملاحظه باشند.
- در زندگی هر كس باید مقداری باران ببارد. ممكن است بین شما و افراد خانواده یا دوستانتان احساساتی ناخوشایند پیش آید. عذرخواهی قلبی و صمیمانه را یاد بگیرید.
- اجازه دهید برای شما تعریف كنند در زندگیشان چه میگذرد، سعی كنید علت ناراحتیشان را درك كنید. از سوی دیگر اگر شخص مورد نظر بابت خبرهای خوش، شادمان و خوشحال است، سعی كنید در شادی او شریك شوید.
در پایان
هیچ كس نمیتواند بگوید تبدیل شدن به گفتگوكنندهای دوستداشتنی و جذاب كاری ساده است. بیش از صد سال پیش، گامالیل بردفورد اعتراف كرد: «اغلب اوقات گفتگو كردن برایم ناراضیكننده است. هرگز آنچه را میخواهم بگویم نمیگویم و بعد در مسائلی غرق میشوم كه میبایست میگفتم و نتوانستم بگویم.» آیا شما هم همین طور هستید؟