آیا تابحال شده عدم موفقیت خودتان در دستیابی به یک هدف را با بهانه عدم تجربه توجیه کنید؟ یا اینکه منابع، پول یا زمان لازم را نداشتهاید؟ آیا شده قبل از اینکه حتی تلاشی کرده باشید، تسلیم شوید؟
آیا تابحال شده موفقیت کسان دیگر در رشته و زمینه کاری خودتان را بهخاطر چیزهای جزئی مثل موارد زیر ببینید :
او موفق است چون مهارتش در کامپیوتر بیشتر است.
او موفق است چون آدمهای زیادی را در این زمینه میشناسد.
آنها موفق هستند چون خیلی سال است که اینکار را میکنند.
او برای این توانست اینکار را بکند چون خیلی وضعش خوب است، پول پارو میکند.
او برای این موفق است چون همیشه از من خوششانستر بوده است.
کار واقعی پشت صحنه را ندیدهایم، دلیل واقعی موفقیت این افراد را نادیده گرفتهایم، بهاضافه اینکه انرژی زیادی را هم صرف توجیه عدم موفقیت خودمان کردهایم و موقعیتها و فرصتهای واقعی برای عبرت گرفتن از تواناییها و موفقیتهای آنها را از دست دادهایم. خیلی از ما معمولاً اهدافمان را با طرز تفکر محدود کننده و تحمیلی خودمان و ترس از شکست به خطر میاندازیم. طرز تفکر ما همه چیز است. شاید نتوانیم روی افکاری که وارد ذهنمان میشود کنترل داشته باشیم اما میتوانیم آگاه و هوشیار بمانیم و به جای اینکه سریعاً به آنها واکنش دهیم، آنها را خوب بررسی کنیم.