سالمندان و اوقات فراغت
شايد در نگاه اول مهم به نظر نرسد، اما اوقات فراغت چيزي است كه گاهي سراسر زندگي سالمند را فراگرفته و اين همه فراغت بدون موضوعي كه خود را با آن مشغول كنند، نتيجهاي جز افسردگي ندارد.
فاطمه شعاعي كه در پژوهش خود به موضوع فرهنگ ايراني و سالمندان پرداخته است، ميگويد: سالمنداني كه تنها زندگي ميكنند، اغلب بخش اعظم وقت خود را به فكر كردن در باره فرزندان دور از خود يا با حسرت خوردن براي همسر مرحوم خود و مسائلي از اين دست ميگذرانند. اينگونه انزوا ممكن است براحتي به افسردگي منجر شود.
اين كارشناس دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با اشاره به مطالعاتي كه انجام داده است، ميافزايد: در كشورهاي مختلف جهان با توجه به فرهنگ هر سرزمين براي اوقات فراغت سالمندان راههاي متفاوتي انديشيدهاند.
استراليا در كليساهايش محل ويژهاي براي كمك به افراد نيازمند در نظر گرفته است و گردانندگان آن را افراد مسن تشكيل ميدهند. مردم وسايلي را كه نياز ندارند به كليسا ميبخشند و كليسا آنرا در اختيار نيازمندان قرار ميدهد.
در پاكستان تقريبا در تمام مساجد و طي سال كلاسهاي متعدد آموزش قرآن در سطوح مختلف توسط سالمندان داراي شرايط تدريس داير است. رسم بر اين است كه شاگردان در پايان هر دوره، هدايايي را براي استادان خود در نظر ميگيرند.
گفتني است، اين شيوه سالها پيش در سيستم اداره مكتبخانهها در ايران نيز وجود داشت. اما امروز به صورت گسترده و ويژه از تواناييهاي سالمندان در اين زمينه بهره گرفته نميشود و انتخاب معلمان علوم قرآني در مساجد و موقوفههاي مذهبي ضوابط خاص خود را دارد.
در بيشتر كشورهاي اروپايي خانههاي سالمندان اغلب از كمكهاي كاري، تخصصي و مشورتي ديگر سالمنداني كه حاضرند داوطلبانه به اين مراكز كمك كنند، بهره ميبرند.
در بيشتر كشورهاي آمريكاي لاتين، كارهاي سبك و سنتي كشاورزي از قبيل خشك كردن برخي ميوهها و سبزيها، بستهبندي آنها و نيز ساخت بسياري از صنايعدستي روستايي و بيشتر توسط افراد سالمند صورت ميگيرد.
به اعتقاد فاطمه شعاعي، در كشور خودمان نيز بايد سنتهاي خوب گذشته را احيا كنيم و از تجربيات ديگر كشورها نيز بهره بگيريم.
وي ميافزايد: براي پركردن اوقات فراغت طولاني سالمندان انتشار نشرياتي به زبان ساده و حروف درشتتر مخصوص سالمندان هنوز هم در ايران محقق نشده است. چنين نشرياتي ميتوانند براي قشر سالمند حاوي اطلاعات و علوم مورد نيازشان باشند. دولت با انتشار چنين نشرياتي ميتواند با آگاهي بخشي به سالمندان، جلوي هزينههاي درماني گزافي را كه براي بيماريهاي قابل پيشگيري صرف ميشود، بگيرد. بسياري از اين بيماريها با اندكي ورزش روزانه يا مراقبت از تغذيه سالم احتمال وقوع كمتري مييابند.
گسترش مكانهاي خاص سالمندان براي خواندن كتاب، گوش كردن به موسيقي، نقاشي، سراميكسازي، امكانات ورزشي، ماهيگيري، باغباني و... ايجاد تورهاي زيارتي و سياحتي ارزانقيمت در سراسر كشور براي سالمندان ميتواند در پر كردن اوقات فراغت آنها نقش بسزايي داشته باشد.
وي اشاره ميكند: فراهم كردن امكانات ارتباط جمعي ميتواند جلوي حس تنهايي سالمندان را بگيرد. بهرهمندي هر سالمند از راديو، تلويزيون، تلفن و آموزش رايانه و اينترنت ميتواند گستره وسيعي از امكان ارتباط و بهرهمندي را براي سالمند فراهم كند.
ضمن تلاش در تغيير نگرش جامعه به صورت گسترده نسبت به سالمندي، بايد باشگاههاي مخصوصي نيز براي سالمندان، مراكز خيريه و شبكههاي اجتماعي كه اين عزيزان در آن فعال باشند براي آنها فراهم كرد. با توجه به اينكه سالمندان از جمله كساني هستند كه حضور بيشتري در مساجد دارند، بخشي از اين فعاليتها ميتواند در مساجد متمركز باشد چنان كه هم اكنون نيز بسياري از سالمندان در مساجد، كانونهاي خيريه را مديريت ميكنند.
ايجاد باشگاههاي دوستيابي و كسب مهارتهاي جديد ميتواند جلوي افسردگي سالهاي پيري را بگيرد و جمعيت سالمند را كه در كشور رو به گسترش است به جامعه فرا خواند.
تشكيل انجمنهاي حمايت از سالمندان توسط خود آنان و نمايندگاني از سازمانهاي متولي امور سالمندان و ايجاد قوانين و مقرراتي براي حفظ حقوق سالمندان در خانواده و جامعه و ايجاد نظام تامين اجتماعي مخصوص دوران سالمندي، ميتواند سالمندي مطمئنتري را پيش روي ما قرار دهد.
وي پيشنهاد ميكند: نظام روانشناسي و پزشكي كشور بايد در ايجاد زمينه پرورش متخصصان مشاوره، روانشناسي و طب سالمندي تلاش بيشتري از خود نشان دهند و شهرداريها بايد نسبت به مناسبسازي پاركها، خيابانها، پلهاي عابر و فضاهاي شهري براي سالمندان جديت به خرج دهند.
همچنين خانوادههاي نگهدار سالمند، بايد مورد حمايت نقدي و تخصصي قرار گيرند و سيستمي گسترده براي جلب كمكهاي خيريه در تمامي اين زمينهها فعال شود.