قدیمی‌ها معتقد بودند: «زتنهایی، بلا خیزد». شاید برهمین اساس بود که زندگی‌های سنتی گذشته، اغلب جمعی و شلوغ و پرسروصدا بوده‌اند و والدین ایرانی، فرزندان جوان و حتی میانسال خود را تا زمانی كه سروسامانی نگرفته و قدم به یك زندگی تازه و مشترك نگذاشته بودند، از خود جدا نمی‌كردند و اغلب فرزندان هم ترجیح می دادند در کنار خانواده بمانند و بسیاری از آنها بعد از ازدواج هم در کنار والدین زندگی می کردند.

برای فرزندان، این مسئله عجیب و بغرنج نبود و آنها با مشکلات کنار می آمدند و ناسازگاری نمی کردند.

به طور كلی در ساختار سنتی خانواده ایرانی، زندگی مجردی معنایی نداشت و کسی به آن فکر نمی کرد.

وقتی تفكرات در جهت حركت از سنت به سوی مدرنیته، رفت، به سرعت بر همه چیز اثر گذاشت و وقتی والدین به خودشان آمدند که نه تنها باب زندگی تازه عروس و داماد در كنار بزرگ ترها برچیده شده، بلكه حتی كم سن و سال ترین مجردهای خانه هم، ساز زندگی جداگانه و به اصطلاح مجردی را سر داده اند. همین مسائل موجب بروز اختلاف و فاصله میان فرزندان می شود و شکاف میان نسل ها ایجاد می شود. شکافی که موجب جدایی آنها از هم می شود.

به این ترتیب والدینی را می بینیم که اغلب نگران فرزندان خود هستند و فرزندانی که هوای یک زندگی مستقل و جذاب را به دور از خانواده در سر می پرورانند.

همین امر موجب شده تا امروز به شکلی قارچ گونه، شاهد رشد زندگی های مجردی در کشور باشیم و موجی از نگرانی والدین را  ببینیم.

بهتر است هم والدین و هم فرزندان به گونه دیگری به این موضوع نگاه کنند و سعی کنند تا میزان درک متقابل بین خویشتن را افزایش دهند تا حس گریز از خانه را در فرزندان کمرنگ کنند و گامی مثبت در جهت آینده ای بهتر برای آنها بردارند

به نظر می رسد به طور کلی گرایش به سمت تنهایی در انسانها امروز زیاد شده است. این امر را می توان تحت تاثیر جریان تجدد گرایی در شهرهای بزرگ دانست که زندگی در شهرهای شلوغ و مدرن موجب انزوای انسانها شده و آنها را در لاک خود فرو برده است.

به قول یکی از بزرگان فرهنگی :پوست تخم مرغ شهری سخت تر از آن است كه شكسته شود .این جامعه شناس سپس ادامه می دهد در شهرهای میانی و كوچك و در روستا ها چنین مشكلی وجود ندارد، و تجردگرایی همچنان قبح خود را دارد و نقش اعتقادات مذهبی نیز به نسبت شهرهای بزرگ قوی تر مانده است.

 درون خانه های شهری، روابط موزائیكی حاكم شده و افراد در كنار هم هستند، اما از هم بی خبرند. مادر در آشپزخانه، پدر سرگرم مطالعه روزنامه، دختر پای تلفن و پسر پای كامپیوتر و هر یك مشغول كار خود. حال به فرض دختر این خانواده با خود می گوید در این خانه كه تنهاست، كاری در آن ندارد و كسی هم حرف او را نمی فهمد، چرا این تنهایی را در یك خانه مستقل تجربه نكند و از دست غرهای مادر و تذكرهای پدر هم خلاص نشود؟ مشكل اینجاست؛ یعنی میل به تنهایی در انسان های امروزی.

 

زندگی مجردی چرا و به چه علت؟

مختصات زندگی مدرن و تاثیر رسانه ها و خصوصا ماهواره بر تفکر جوانان موجب می شود تا به صورت ناخودآگاه، گرایش به زندگی مجردی، رهایی از قید و بندها و پشت کردن به ارزش ها و هنجارها در میان افراد افزایش یابد. هرچند که این تنهایی ها در نهایت آثاری مثل سرخوردگی و افسردگی را به دنبال خواهد داشت خصوصا برای دختران که به لحاظ عاطفی حساس ترند.

وقتی زندگی مجردی مد می شود!

اگر خانواده محیطی گرم و جذاب داشته باشد و وروابط حاکم بر آن به گونه ای باشد که فرزندان از کودکی تا جوانی ،احساس تعلق شدید به این محیط داشته باشند ، حتی زمانی که ازدواج شان به تاخیر بیافتد هم از خانه ی پدری نخواهند رفت.

یکی از مهم ترین نکاتی که اعضای خانواده می توانند با رعایت آن ، از چنین مشکلی جلوگیری کنند ،این است که وقتی فرزندان بزرگ می شوند ،حریم شخصی آنان را بیشتر رعایت کنیم و آزادی های آنها را تاحد ممکن ،محدود نکنیم.

برای محکم شدن پیوند های خانوادگی باید برنامه ریزی داشت ، اگر تعلل کنیم ، شاهد نسلی از جوانان خواهیم بود که از خانواده و خانه فراری هستند و علاقه ای به زندگی مشترک ندارند و ترجیح می دهند در غار تنهایی خود داخل شوند اما به شیوه بزرگترهایشان زندگی نکنند. در حالیکه این نحوه گذران زندگی، تبعات زیانباری را برای آنها به دنبال خواهد داشت.

شكاف نسل ها نه نادیده انگاشتنی است و نه غیرقابل باور. مشكلی است كه وجود دارد، اما راه حل آن جدایی و كنار گذاشتن یكدیگر و از یك چاله به چاهی بزرگ افتادن نیست.

بهتر است هم والدین و هم فرزندان به گونه دیگری به این موضوع نگاه کنند و سعی کنند تا میزان درک متقابل بین خویشتن را افزایش دهند تا حس گریز از خانه را در فرزندان کمرنگ کنند و گامی مثبت در جهت آینده ای بهتر برای آنها بردارند.

تبیان