اگر دانش‌آموزی دلیل واقعی انجام ندادن تکلیفش را بگوید شاید باور نکنیم ولی اگر بگوید مادر بزرگم فوت کرده باور می‌کنیم. کمتر کسی است که در دوران تحصیل به دلیل انجام ندادن تکلیف خود چندین بار در تمامی مقاطع تحصیلی حتی در دانشگاه نیز پدر بزرگ یا مادر بزرگش فوت نکند. (بندگان خدا همه جوره به دردمان می‌خورند).

دروغ می‌گوییم چون زود به نتیجه می‌رسیم. گاهی مواقع هم از روی حسادت دروغ می‌گوییم، از این که پیش دوستان‌مان هم کم نیاوریم خالی‌بندی می‌کنیم. چون برای دروغ در این دنیا بازخواست نمی‌شویم راحت دروغ می‌گویم. وعده دروغ می‌دهیم، سخن دروغ می‌گویم، گزارش دروغ ارائه می‌دهیم، دلایل غیرواقعی را می‌آوریم،

اما بپذیریم که دروغ بی‌اعتمادی را افزایش می‌دهد، تکثیر می‌شود، معمولا دروغ ترک ندارد (ترک شدنی نیست) ، نفاق را افزایش می‌دهد، فسق را گسترش می‌دهد، ایمان را خدشه‌دار می‌کند، موجب بدعت‌گذاری می‌شود، تعادل انسان‌ها را دچار اختلال می‌کند، و ...

راستی در این شرایط زندگی بدون دروغ امکان‌پذیر است؟ چرخ زندگی بدن دروغ خوب می ‌چرخد؟ چقدر صداقت خریدار دارد؟